خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در جهان گر بازجویی نیست بیسودا سریلیک این سودا غریب آمد به عالم نادری
۲
جمله سوداها بر این فن عاقبت حسرت خورندز آنک صد پر دارد این و نیست آنها را پری
۳
پیش باغش باغ عالم نقش گرمابهست و بسنی در او میوه بقایی نی در او شاخ تری
۴
آن ز سحری تر نماید چون بگیری شاخ اومیبرد شاخش تو را با خواجه قارون تا ثری
صفحهٔ ۱ از ۴