شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرچشمه نشاط دل پاک گوهرستتا دل شکفته است، سخن تازه و ترست
۲
جز حرف تلخ عشق کز او تازه است جاندل می گزد اگر همه قند مکررست
۳
مجنون پاکباز بود فارغ از حسابدیوانه را چه کار دیوان محشرست؟
۴
حقی که هست دختر رز را به میکشاندر پیش حق شناس به از شیر مادرست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth