خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۸۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مردن به درد عشق به دنیا برابرستبا زندگی خضر و مسیحا برابرست
۲
نقش برون پرده رازست چشم توورنه شکوه قطره و دریا برابرست
۳
در اوج اعتبار به عزلت توان رسیدمرغ شکسته بال به عنقا برابرست
۴
یوسف چسان دلیر تماشای خود کند؟یعقوب در کمین و زلیخا برابرست
صفحهٔ ۱ از ۴