شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۸۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با ما یکی است هر که ز مردم جداترستدرمان ماست هر که به درد آشناترست
۲
در تنگنای دل گره غنچه باز شدهر خانه ای که تنگ بود دلگشاترست
۳
ز افتادگی غبار به دامان او رسیددست ز کار رفته به مطلب رساترست
۴
با فقر خوش برآی که در وقت برگریزآن را که برگ عیش بود بینواترست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth