شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح امید من نفس سرد من بس استچشم سفید، روزن بیت الحزن بس است
۲
دستم غبار دامن پاکان نمی شودبویی مرا ز یوسف گل پیرهن بس است
۳
تر می شود به نامه خشکی دماغ منبرگ خزان رسیده مرا از چمن بس است
۴
عنوان بود نمکچش مکتوب سر به مهرزان غنچه لب وظیفه من یک سخن بس است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth