خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف کج تو سلسله جنبان آتش استهندو همیشه در پی سامان آتش است
۲
هر چشمه را به راهنمایی سپرده اندپروانه خضر چشمه حیوان آتش است
۳
در عهد خوی گرم تو چون داغ لاله چرخپای به خواب رفته دامان آتش است
۴
بر داغ ناامیدی ما رشک می بردپروانه ای که چتر سلیمان آتش است
صفحهٔ ۱ از ۵