خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ و بهار چشم پر آب من آتش استساقی و مطرب و می ناب من آتش است
۲
بلبل نیم که آتش گل سازدم کبابپروانه ام، شراب و کباب من آتش است
۳
چون عشق در طبیعت من انقلاب نیستصلح و نزاع و لطف و عتاب من آتش است
۴
تا روی آتشین نبود، وا نمی شومچون اشک شمع، عالم آب من آتش است
صفحهٔ ۱ از ۳