خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقشم به باد داد، نگار اینچنین خوش استخونم به خاک ریخت، بهار اینچنین خوش است
۲
دل را گداخت، بوسه به این چاشنی است خوشدستم ز کار بود، کنار اینچنین خوش است
۳
از تاب چهر، برق خس و خار آرزوسترخسار آتشین نگار اینچنین خوش است
۴
نگذاشت غیر خانه زین، خانه دگرمعمور در زمانه، سوار اینچنین خوش است
صفحهٔ ۱ از ۴