خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر نقش دلکشی که بر ایوان عالم استنقش برون پرده آن جان عالم است
۲
با تشنگی بساز که دل آب چون شودبی چشم زخم، چشمه حیوان عالم است
۳
در غیرتم که از سر زلف سیاه کیستشوری که در دماغ پریشان عالم است
۴
غافل که داده است گریبان به دست برقچشمی که محو چهره خندان عالم است
صفحهٔ ۱ از ۳