شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روشنگر وجود به راه اوفتادن استدر جویبار، سبزی آب از ستادن است
۲
رو تافتن ز پیکر خاکی پس از وصولبعد از نماز پشت به محراب دادن است
۳
عرض نیاز خویش به پاکیزه گوهرانلب چون صدف به ابر بهاران گشادن است
۴
دست دعا بلند نکردن به وقت صبحبر سینه دست پیش کریمان نهادن است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth