شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرگ سبکروان ، طلب آرمیدن استچون نبض، زندگانی ما در تپیدن است
۲
در شاهراه عشق ز افتادگی مترسکز پا فتادن تو به منزل رسیدن است
۳
بر سینه گشاده ما دست رد خلقبر روی بحر، پنجه خونین کشیدن است
۴
تسلیم شو که زخم نمایان عشق راگر هست بخیه ای، لب خود را گزیدن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth