شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سینه صافی دل بی کینه روشن استدل بی غبار باشد اگر سینه روشن است
۲
گوری است تار، خانه تن بی فروغ دلاز گوهرست اگر دل گنجینه روشن است
۳
پرداز سینه کن، چه ورق می کنی سیاه؟جام جهان نماست اگر سینه روشن است
۴
چون نافه خون خویش اگر مشک کرده ایاز مو به موی خرقه پشمینه روشن است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth