خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خون چو داغ لاله حصار دل من استهر که بوی خون شنوی منزل من است
۲
تخم محبتی که سویدای عالم استامروز در زمین دل قابل من است
۳
طوفان نوح را به نظر درنیاوردشور محبتی که در آب و گل من است
۴
با کاینات یکدل و یکروی گشته امهر جا که یار جلوه کند در دل من است
صفحهٔ ۱ از ۳