خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این کوه غم که در دل دیوانه من استسنگ ملامت ابجد طفلانه من است
۲
جوش گل از ترانه مستانه من استهر جا سری است گرم ز پیمانه من است
۳
پیوسته هست در دل من گریه ای گرهسیلاب، پا شکسته ویرانه من است
۴
جز خانه کمان در دیگر چرا زنم؟پیکان تیر، آب من و دانه من است
صفحهٔ ۱ از ۶