شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریا سواد سینه بی کینه من استموج شکست، جوهر آیینه من است
۲
از سادگی به شیشه خود سنگ می زندسنگین دلی که دشمن آیینه من است
۳
خواهد خدای گیر شدن خصم شوخ چشمزین مصحف غبار که در سینه من است
۴
صبح جزا که شنبه خلق جهان بوداز طفل مشربی شب آدینه من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth