خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طومار زلف شرح پریشانی من استآیینه فرد دفتر حیرانی من است
۲
موجی که نوح را به کمند خطر کشدباد مراد کشتی طوفانی من است
۳
مو از سرم چو دود ز آتش هوا گرفتمجنون کجا به بی سر و سامانی من است؟
۴
بهر خلاص، ناز شفاعت نمی کشدآن یوسف غیور که زندانی من است
صفحهٔ ۱ از ۲