خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن روی آتشین که جگرها کباب اوستنور و صفای شمع و گل از آب و تاب اوست
۲
در چهره گشاده صبح بهار نیستفیضی که در گشودن بند نقاب اوست
۳
در هیچ دیده آب نخواهد گذاشتناین روشنی که با رخ چون آفتاب اوست
۴
از دور باش غیر ندارم شکایتیهر شکوه ای که هست مرا از حجاب اوست
صفحهٔ ۱ از ۲