شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاهنشهی است عشق که عالم گدای اوستبرخاست هر که از سر عالم لوای اوست
۲
آزاده ای که کنج قناعت گرفته استشیرازه حضور جهان بوریای اوست
۳
آن مطربی که پرده ما را دریده استرقص فلک ز زمزمه جانفزای اوست
۴
در دام می کشد دل صحرایی مرااین مردمی که با نگه آشنای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth