خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیطان دلیر بر تو ز حال خراب توستدزدی است این که پرده گلیمش ز خواب توست
۲
چشم سفید کرده خود را عزیز دارکان یوسفی که می طلبی در نقاب توست
۳
از کوشش تو می رود از پیش کار ماپای به خواب رفته ما در رکاب توست
۴
آب از عقیق و رنگ و ز یاقوت می بردآن شوخ دیده ای که حریف شراب توست
صفحهٔ ۱ از ۳