شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دامن به دست هر که دهی دستگیر توستاز هر دلی که گرد فشانی عبیر توست
۲
نقصان نکرده است کسی از گذشتگیشالی اگر دهی به فقیری حریر توست
۳
گر دست سایلی به عصایی گرفته ایدر تکیه گاه خلد به دولت سریر توست
۴
از ما متاب روی که در وقت پای لغزدست ز کار رفته ما دستگیر توست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth