شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زان آتشین میی که ز لب در ایاغ توستیاقوت آبدار بتان سنگداغ توست
۲
نتوان ز جستجو به تو هر چند راه بردهر کس برون دویده ز خود در سراغ توست
۳
چشمی که چون ستاره نظربند خواب نیستحیران پرتو گهر شبچراغ توست
۴
دلهای پاره پاره خونین دلان خاکدر چشم عارفان گل صد برگ باغ توست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth