شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوستخاتم نه ای و دست سلیمانت آرزوست
۲
زنهار سر مپیچ ز چوگان حکم اوچون گوی اگر سراسر میدانت آرزوست
۳
چشم طمع به ملک سکندر مکن سیاهگر همچو خضر چشمه حیوانت آرزوست
۴
چون شبنم آبگینه خود بی غبار کنگر سیر باغ و گشت گلستانت آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth