شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دستی به جام باده حمرایم آرزوستدست دگر به گردن مینایم آرزوست
۲
چون ریگ، سیر دامن صحرایم آرزوستتخت روان ز آبله پایم آرزوست
۳
پرگاروار با قدم آهنین خویشگشتن به گرد نقطه سودایم آرزوست
۴
تا از جگر برآورم این خارها که هستاز دهر سوزنی چو مسیحایم آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth