خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خط به دور ماه رخت هاله بسته استاز هاله مه به حلقه ماتم نشسته است
۲
راهی به حق ز هر دل در خون نشسته استاین در به روی گبر و مسلمان نبسته است
۳
غافل مشو ز پاس دل بیقرار ماکاین مرغ پر شکسته قفس ها شکسته است
۴
گردون نظر به بی بصران بیشتر کندزنگی هلاک آیینه زنگ بسته است
صفحهٔ ۱ از ۳