خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۷۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستیدر دل هر خار غم گلزار جان افزاستی
۲
گر نه جوشاجوش غیرت کف برون انداختینقش بند جان آتش رنگ او با ماستی
۳
ور نبودی پرده دار برق سوزان ماه رااین زمین خاک همچون آسمان درواستی
۴
در ره معشوق جان گر پا و پر کار آمدیذره ذره در طریقش باپر و باپاستی
صفحهٔ ۱ از ۳