شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۷۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستیز آنک مسی در صفت خلخال زرین نیستی
۲
راست گو جانا که امروز از چه پهلو خاستیچیز دیگر گشته‌ای تو رنگ پیشین نیستی
۳
در رخ جان رنگ او دیدم بپرسیدم از اوسر چنین کرد او که یعنی محرم این نیستی
۴
دوش آمد خواجه‌ای بر در بگفتش عشق اوسیم و زر داری ولیکن مرد زرین نیستی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth