خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده استبیرون روم که از پری این خانه پر شده است
۲
خون می خورد ز تنگی جا، حرف آشنااز بس دلم ز معنی بیگانه پر شده است
۳
بلبل کند به غنچه غلط، خانه مرااز بوی گل ز بس که مرا خانه پر شده است
۴
حیرت امان نمی دهدم تا بیان کنمکاین بحر بیکنار ز یک دانه پر شده است
صفحهٔ ۱ از ۳