خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خال تو ریشه در شکرستان دوانده استاز خط سبز، شهپر طوطی رسانده است
۲
جز خط دل سیه که مبیناد روز خوشبر شمع آفتاب که دامن فشانده است؟
۳
مجنون من ز کندن جان در طریق عشقفرهاد را به کوه مکرر جهانده است
۴
تا قامت بلند تو در جلوه آمده استاز رعشه سرو فاختگان را پرانده است
صفحهٔ ۱ از ۲