شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دود دلی ز ابر گهربار مانده استداور تری ز قلزم زخار مانده است
۲
روشندلان به تیره دلان جا سپرده اندکف از محیط، از آینه زنگار مانده است
۳
بکسر زبان دعوی بی معنی اند خلقبرگی به نخل معرفت از بار مانده است
۴
صبح شعور، مست شکر خواب غفلت استافسانه ای ز دیده بیدار مانده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth