خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با داغ عشق، شعله غیرت نمانده استگرمی در آفتاب قیامت نمانده است
۲
از هیچ سینه رایت آهی بلند نیستیک سرو در سراسر جنت نمانده است
۳
از پیش کهربا گذرد برگ کاه، راستگیرایی کمند محبت نمانده است
۴
هنگامه ساز عشق به کنجی خزیده استگردی به جا ز شور قیامت نمانده است
صفحهٔ ۱ از ۵