خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۱۹۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز قدر نکته موزون نمانده استانصاف در قلمرو گردون نمانده است
۲
هیچ است صد رساله حکمت به چشم مابهتر ز خم اثر ز فلاطون نمانده است
۳
یک عمر می توان سخن از زلف یار گفتدر بند آن مباش که مضمون نمانده است
۴
صائب پیاله گیر که تا کرده ای نگاهیک خشت از عمارت گردون نمانده است
صفحهٔ ۱ از ۱