شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعلت به خنده پرده گل را دریده استآیینه از رخت گل خورشید چیده است
۲
نظاره تو تازه کند داغ کهنه رااین لاله گویی ز دل آتش چکیده است
۳
اسباب تیره بختی ما دست داده استتا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است
۴
کار تو نیست چاره درد من ای مسیحاین شیوه را تبسم او آفریده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth