شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۱۹۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دست من به گردن مینا رسیده استکیفیتم به عالم بالا رسیده است
۲
باشد ز سر گرانی معشوق ناز عشقگردنکشی ز باده به مینا رسیده است
۳
از بیکسی رسیده به من در میان خلقاز گوشه گیری آنچه به عنقا رسیده است
۴
شبنم به آفتاب رسانید خویش رااز همت است هر که به هر جا رسیده است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth