شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۰۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای استهر شاخ نرگسی نظر بازمانده ای است
۲
هر شاخ گل که فصل خزان جلوه می کنداز رنگ و بوی عاریه، دست فشانده ای است
۳
از عقل درگذر، که چراغی است بی فروغدست از جنون بدار، که نخل فشانده ای است
۴
در دور تیغ غمزه او نقطه زمینچون داغ لاله، دیده در خون نشانده ای است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth