خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از فیض نوبهار، زمین بزم چیده ای استدست نگار کرده، رخ می کشیده ای است
۲
باغ از شکوفه، لیلی چادر گرفته ایاز لاله کوه، عاشق در خون تپیده ای است
۳
عالم ز ابر، موج پریزاد می زندمهد زمین سفینه طوفان رسیده ای است
۴
هر موج سبز، طرف کلاه شکسته ایهر داغ لاله، چشم غزال رمیده ای است
صفحهٔ ۱ از ۳