خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هر نظاره ام ز تو پیغام تازه ای استهر گردشی ز چشم توام جام تازه ای است
۲
هر روز از لب تو دل تلخکام منامیدوار بوسه و پیغام تازه ای است
۳
از پختگی اگر چه مرا عشق سوخته استهر لحظه در دلم هوس خام تازه ای است
۴
هر زخم تازه بر دل من یار کهنه ای استهر داغ کهنه در جگرم جام تازه ای است
صفحهٔ ۱ از ۳