خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آهی که غم ز دل نبرد ناکشیدنی استمرغی که نام بر نبود پر بریدنی است
۲
چون باده صبوح به رگهای میکشانهر کوچه ای که هست به عالم، دویدنی است
۳
دندان نمودن است در رزق را کلیدپستان خشک دایه قسمت گزیدنی است
۴
زان لعل آبدار که می می چکد ازوسنگ و سفال میکده ما مکیدنی است
صفحهٔ ۱ از ۳