خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از لعل آبدار تو طرفی نظر نبستاز شور بحر در صدف ما گهر نبست
۲
چشمی که شد به روی سخن باز چون قلمیک قطره آب خویش به جوی دگر نبست
۳
زان دم که لعل او به شکر خنده باز شددر نیشکر ز رعشه غیرت شکر نبست
۴
در آتشم ز آینه کز شوق دیدنتتا باز کرد دیده خود را دگر نبست
صفحهٔ ۱ از ۲