خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم تو چون ز مستی غفلت فراز نیستتهمت چه می نهی که در فیض باز نیست
۲
از انقلاب، ملک خراب آرمیده استمستان عشق را خطر از ترکتاز نیست
۳
چندین خم شراب سبیل است هر قدمبی آب، راه دیر چو راه حجاز نیست
۴
شکر نصیب مور بود، خاک رزق مارروزی به دست کوته و دست دراز نیست
صفحهٔ ۱ از ۲