خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تخمی است دوستی که در آب و گل تو نیستشمعی است روی گرم که در محفل تو نیست
۲
چون سرو در سراسر این باغ دلفریبآزاده ای کجاست که پا در گل تو نیست؟
۳
در کان عقل و مخزن عشق و بساط حسنلعلی نیافتیم که خونین دل تو نیست
۴
یارب چه منعمی، که ندارد جهان خاکدریای گوهری که به کف سایل تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۳