خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل بس که شرم ازان رخ پر خط و خال داشتآیینه در کف از عرق انفعال داشت
۲
از چشم دام می کند امروز خوابگاهمرغی که وحشت قفس از نفس بال داشت
۳
فیروز جنگ گشت دل شیشه بار مادر کوچه ای که سنگ حذر از سفال داشت
۴
زیر سیاه خیمه لیلی نشسته بودمجنون اگر چه چشم به چشم غزال داشت
صفحهٔ ۱ از ۲