خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشتاغیار را به باطن مهر و وفا گذاشت
۲
ناخن شکست و سینه همان برقرار خویشفرهاد رفت و کوه الم را به جا گذاشت
۳
خضری که خار از قدم سعی می کشیدپای به خواب رفته ما را حنا گذاشت
۴
دیگر به خاک پای تو دست که می رسد؟صد سرمه خط به کاغذ این توتیا گذاشت
صفحهٔ ۱ از ۲