خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کارم شب وصال به پاس نظر گذشتفصل بهار من به ته بال و پر گذشت
۲
دامان بیخودی مده از کف به حرف عقلاز بیم راهزن نتوان زین سفر گذشت
۳
دلبستگی نتیجه نقصان بینش استتا چشم باز کرد صدف از گهر گذشت
۴
ای کاش صرف مشق جنون می شدی تماماز زندگانی آنچه به کسب هنر گذشت
صفحهٔ ۱ از ۳