شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۰۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشتاز سنگ، لعل چون عرق از پیرهن گذشت
۲
دامان چین ز عطسه خون لاله زار شداز بس نسیم زلف به مغز ختن گذشت
۳
گرد لب پیاله که از مجلس شرابحرفی برون نبرد اگر صد سخن گذشت
۴
یوسف ز شرم سر به گریبان چاه بردتا از قماش پیرهن او سخن گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth