شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۰۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافتجان این زمین سوخته از یک شراره یافت
۲
شد تازه داغ غیرت خونین دلان عشقتا لاله زین چمن جگر پاره پاره یافت
۳
گردید از میانجی گوش و زبان خلاصز اهل نظر کسی که زبان اشاره یافت
۴
آسوده از حساب به روز شمار شداینجا کسی که درد و غم بی شماره یافت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth