شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۰۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمی که از غبار خطش توتیا گرفتاز اشک خویش دامن آب بقا گرفت
۲
در زیر تیغ، قهقهه کبک می زندکوه غم تو در دل هر کس که جا گرفت
۳
چون سنگ بر دلش سخن ما گران شده استطوطی خطی که آینه از دست ما گرفت
۴
خون امیدوار مرا پایمال ساختسنگین دلی که دست ترا در حنا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth