خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۰۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفتافسوس کاین گره سر راه گهر گرفت
۲
چشمم سفید ناشده، آمد نسیم وصلپیش از شکوفه نخل امیدم ثمر گرفت
۳
تا سایه کرد بر سر من آفتاب عشقبر هر زمین که سایه ام افتاد، در گرفت
۴
عشق از طواف کعبه مرا بی نیاز کرداین سیل تندرو، ز رهم سنگ بر گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲