شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رفته رفته رنگ لب لعل او گرفتزین باده، رنگ کوه بدخشان سبو گرفت
۲
گلرنگ گشت تیغ شهادت ز زخم مااین آب از صفای گهر رنگ جو گرفت
۳
بر روی آفتاب چو شبنم گشاد چشمهر پاک گوهری که دل از رنگ و بو گرفت
۴
ته جرعه اش به صبح قیامت شفق دهدجامی که دیده از لب میگون او گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth