شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماهی که ز پرتو به جهان شور درانداختپیش رخت از هاله مکرر سپر انداخت
۲
با گوشه دل غنچه صفت ساخته بودمبوی تو مرا همچو صبا دربدر انداخت
۳
در دیده صاحب نظران موی زیادمزان روز که چشم تو مرا از نظر انداخت
۴
تا دامن محشر نتوان دوخت به سوزنمژگان تو چاکی که مرا در جگر انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth