شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر هر که نظر می فکنم مست و خراب استبیداری این طایفه خمیازه خواب است
۲
بی اشک ندامت نبود عشرت این باغاز خنده گل آنچه بجامانده گلاب است
۳
چون اخگرسوزان، دل ما سوختگان راگر قطره آبی است همین اشک کباب است
۴
دیوان مکافات به ظالم نکند رحمخط حسن ستمکار ترا پای حساب است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth